امـروز: پنجشنبه ، 4 ارديبهشت 1393 ، 06:22

 

 

در كاخ شمس پهلوی چه گذشت؟
دوشنبه ، 2 بهمن 1391 ، 03:09

 
شمس پهلوی، خواهر محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران به دلیل بیماری آسم، این کاخ را برای زندگی در کرج انتخاب کرد، این کاخ در زمینی به وسعت 111 هکتار با 2500 متر زیربنا بین سال‌های 1345 تا 1347در مهرشهر کرج احداث شد.این بنا شامل فضاهای متعددی از جمله سالن طلایی بار، دفتر مخصوص شمس، سالن پذیرایی، سالن سینما، سالن بیلیارد، استخر، آب‌نما، محل نگهداری پرندگان کمیاب، اتاق‌های خواب و... است.این مجموعه در سال 1382 به شماره ثبت 7067 در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته است.
 

خاطرات حجت‌الاسلام جعفر شجونی  از سرپرستي كاخ شمس

(شجوني متولد 1311، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی، پس از انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام خمینی(ره) مسئول کاخ شمس پهلوی در کرج شد)

 

کاخ، پر بود از چمدان ها و شلوارهای لی و جعبه های خالی طلا

- وقتی ما را بردند کاخ را تحویل دادند تمام شیشه‌های بزرگ کاخ، شکسته بود و وارد کاخ که ‌شدیم، کل کاخ پر بود از چمدان و شلوارهای لی و جعبه‌های خالی طلا که همه از مقوا بود. بعد هم رفتیم قفسه‌ها را نگاه کردیم، دیدیم قاشق و چنگال و ظرف بود. سیستم هوا سازی کاخ هم خراب بود چون متصدی آن هم رفته بود. مردم آنجا می‌گفتند که خود باغبان ها و کارگران 2 بار این کاخ را غارت کرده اند منتهی من در یک عملیاتی دیدم که مثل اینکه این خاندان همه چی را بردند هیچ چیز آنجا نیست، دلیل دارم.

خاندان پهلوی «گدا» بودند/گاوصندوقی با کارت پستال «تولدت مبارک»

-اینکه می‌گویم این خاندان، «گدا» بودند و همه چیز را بردند و چیزی نگذاشتند، دلیلش این است که ما با 20 نفر از پاسداران که برای کمک خود به کاخ برده بودیم رفتیم درون کاخ دیدیم 2 گاو صندوق، آنجا است گفتیم شاید در اینها چیزی باشد یک نفر آهنگر آوردیم که گاز و هوا بیاورد این گاوصندوق‌ها را باز کند ببینیم چه چیزی درونش است چون امام (ره) گفته بود که آنجا مخارج دارد و مخارجش را از آن اموال، تأمین کنیم. اولاً که بیشتر اموال، غیر منقول بود و ما نفروختیم و نتوانستیم بفروشیم و آنچه ما فروختیم منقول بود. خلاصه این آهنگر آمد قرار گذاشت 200 تومان بگیرد تا در گاوصندوق ها را باز کند اما بعد زد زیرش و گفت ممکن است درون گاوصندوق ها، «بمب» باشد و من می‌ترسم. گفتیم بابا ما 20 نفر اینجا مسئول هستیم دور گاوصندوق‌ها می‌ایستیم تا اگر انفجار شد ما هم از بین برویم. خدا می‌داند که آهنگر گاوصندوق‌ها را شکافت به اندازه 200 تومان درون آنها پول نبود که به آهنگر بدهیم.

-در یک گاوصندوق 5 ، 6 اسکناس قدیمی رضاخانی بود در یک گاوصندوق دیگر، یک کارت پستال بود به رنگ طلایی که نوشته بودند «تولدت مبارک»، داستان عجیبی است. به همین دلیل که چیزی در گاوصندوق ها نبود فهمیدیم که همه چیز را برده اند.

-برای ما 13 سگ بزرگ گذاشته بودند که همه اینها هم، بخور بودند. 2 تا سگ خیلی بزرگ بودند که 3 نفر سریلانکایی این 2 سگ را نگه می‌داشتند و خوراک این سگ‌ها هم روزی 200 تومان فیله بود.

- آنچه ما در طول مأموریتمان فروختیم یک مقدار گل و گلدان طبیعی بودند که ضایع می‌شدند. آنجا 70 باغبان داشت که که همه رفته بودند 2 بار هم که کاخ، غارت شده و اموال غیر منقول هم که سر جایش بود نمی‌توانستیم بفروشیم چون سندش را نداشتیم. اجاره یک باغ را گرفتیم گلدان ها هم فروش رفت. یک مقدار هم بچه‌های ما اطلاعیه دادند که مردم بیایند شلوارهای لی و پیراهن ها و .... را که در کاخ، خراب می‌شدند بخرند. البته لباس ها به خاطر نبودن دستگاه هواساز، ضایع می شدند. بچه ها می رفتند بالای اتوبوس، لباس ها را حراج می کردند.

- یک پسری بود که می رفت بالای مینی بوس و اتوبوس، لباس ها را نشان می داد. این حرف ها برای روزنامه صهیونیستی «آیندگان» در آن زمان بود. مگر می شود یک آخوند برود لباس زنانه بفروشد؟! ما، نماینده امام بودیم. ضمن اینکه یک سری از این لباس ها برای کارگران کاخ بود که رفته بودند.

- بنده رئیس کمیته بودم. هیچ پولی نمی‌گرفتم هرچه پول و درآمد بود در مجموع آن زمان 750 هزار تومان شد که به حساب یک فرهنگی خوش نام به نام محمد فیض ریختند و ایشان، مخارج را می‌داد و به پاسدار‌ها حقوق می‌داد. ماهی 500 تومان به پاسدارها می‌داد. من نه تنها حقوق نمی‌گرفتم بلکه از جیبم 35 هزار تومان هم خرج کردم. از تهران به کرج می‌رفتم خودم پول بنزین را هم می‌دادم. ما امین و نماینده امام (ره) بودیم. در شأن ما نبود که پول بگیریم .4 تا ناهار آنجا خوردیم که در 2 ، 3 تا از آنها فضله موش را می‌دیدم، آنجا بی در و پیکر بود.

-پیراهن 400 تومانی را 120 هزار تومان می فروختیم

5 گروه از بوتیک داران را آوردیم که قیمت گذاری کردند مثلاً یک پیراهن را می‌گفتند 400 تومان، 120 هزار تومان فروختیم آن زمان اداره حمایت از حیوانات هم سگ ها را قیمت گذاری کرد 13 سگ را 17 هزار تومان قیمت گذاشته بود که 65 هزار تومان فروختیم یعنی گران فروختیم تا از پول آنها، مخارج کاخ را دربیاوریم. آنچه یادم هست اینکه یک سگ افغانی بود هزار تومان قیمت گذاشته بودند 5 هزار تومان فروختیم اینها بیمه داشتند همه چیز داشتند.

 

با 2 اسلحه به سراغ دزد فرش مادر شمس رفت

-به ما خبر دادند فرش 60 متری مادر شمس را دزدیدند ما هم بچه‌ها را فرستادیم مردم را جمع کردند و سخنرانی کردم و از خودم گفتم که ما انگشت نگاری داریم، گفتم هر کسی فرش را برده بیاورد. بالاخره سخنرانی تمام شد یکی به من گفت پاسدارها را نیاور تنها بیا جنب پمپ بنزین. گفت حقیقتی را می‌خواهم بگویم، تنها رفتم کنار پمپ بنزین. 2 تا اسلحه هم بردم برای احتیاط ، گریه کرد و گفت که آبروی من را نبر. من در چاله‌ای فرش را رویش خاک ریخته ام . گفتم فرش را که گل نمی‌ریزند فرش را نشان داد و گفتم برو ناپدید شو تا قیافه‌ای از تو دیده نشود ، پاسداران را گفتم آمدند فرش را در آوردیم و بردیم مقر که کمیته عظیمیه کرج بود. فرش را تمیز کردیم و سر و کله خبرنگاران پیدا شدروزنامه «آیندگان» هم که صهیونیستی بود و سوالات بی خودی می‌پرسید گفت شنیدیم فرش 60 متری را وسط راه دزد برده؟ شنیدیم از مردآباد تا کرج، فرش را 3 قطعه کردند که گفتم لابد یک پاره را هم بردند خانه ما؟ خلاصه، خبرنگاران را بردیم و فرش را نشان دادیم و بنیاد آمد و همه را رسید داد و برد.

 

اضافه‌ كردن نظر

لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با پایا، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.